چیزی را با مثال، تصویر یا توضیحی روشنتر و آسانفهمتر کردن.
مثالهای طبیعی
Eine Skizze verdeutlicht den Weg zum Notausgang.
طرحی مسیر خروج اضطراری را روشن میکند.
Die Lehrerin verdeutlicht die Regel mit einem kurzen Satz.
معلم قاعده را با جملهای کوتاه روشن میکند.
Die Grafik verdeutlicht, wie stark die Kosten gestiegen sind.
نمودار نشان میدهد هزینهها چقدر افزایش یافتهاند.
نکتهٔ کاربردی
verdeutlichen معمولاً مفعول مستقیم میگیرد؛ شخص میتواند در داتیو بیاید و صورت بازتابی به معنی چیزی را برای خود روشنکردن است.
درس کوتاه: verdeutlichen
چیزی را با مثال، تصویر یا توضیحی روشنتر و آسانفهمتر کردن. verdeutlichen معمولاً مفعول مستقیم میگیرد؛ شخص میتواند در داتیو بیاید و صورت بازتابی به معنی چیزی را برای خود روشنکردن است.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «verdeutlichen» مطابقت دارد؟
