Verdichtung
B1اسمخرد شدن، خرد گشتن، باصدا شکستن
JadoLearn Dictionary
Verdichtung یعنی خرد شدن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
خرد شدن، خرد گشتن، باصدا شکستن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
ترویج، گردش، تیراژ
خرد شدن، خرد گشتن، باصدا شکستن
خرد شدن، خرد گشتن، باصدا شکستن
خرد شدن، خرد گشتن، باصدا شکستن
لوازم کار، بعهده گرفتن، طناب وقرقره
عصا، قصب، باچوب زدن
عصا، قصب، باچوب زدن
عصا، قصب، باچوب زدن
عصا، قصب، باچوب زدن
قایق رانی
قایق رانی
کلاهک
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.