vereinzeln
C2فعلمنفرد کردن، منزوی کردن، منفرد کردن منزوی کردن
JadoLearn Dictionary
vereinzeln یعنی منفرد کردن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
منفرد کردن، منزوی کردن، منفرد کردن منزوی کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
سوا، منفک کردن، منفصل کردن
سوا، منفک کردن، منفصل کردن
مستثنی کردن، جز، استثناء کردن
مستثنی کردن، جز، استثناء کردن
منفرد کردن، منزوی کردن، پراکندن
دماغگرفتن، نالیدن، ناله کردن
ماتم داشتن، غصه دادن، محزون کردن
ترش، ترشمزه، ترشیده
ترش، ترشمزه، ترشیده
تغییرات اساسی دادن، انقلابی کردن، الهام کردن
سرچشمه، منبع، مایه
تلقیح کردن، شلخته وچاق، خوک ماده
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.