Verfahren
B1اسمجور کردن، جور، قبیل
JadoLearn Dictionary
Verfahren یعنی جور کردن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
جور کردن، جور، قبیل
بی امید، ناامید، نومید
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
روند، فرآیند، عمل
جور کردن، جور، قبیل
جور کردن، جور، قبیل
جور کردن، جور، قبیل
جور کردن، جور، قبیل
روند، فرآیند، عمل
روند، فرآیند، عمل
پردازه، رویه، طرز کار
دعوا، دعوی، بهم آمدن
دعوا، دعوی، بهم آمدن
دعوا، دعوی، بهم آمدن
بی امید، ناامید، نومید
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.