متن، نامه یا گزارشی نوشتن و آن را به شکل نهایی درآوردن.
مثالهای طبیعی
Die Studentin verfasste einen Bericht über erneuerbare Energie.
دانشجو گزارشی دربارهٔ انرژی تجدیدپذیر نوشت.
Der Verein verfasst jedes Jahr einen kurzen Tätigkeitsbericht.
انجمن هر سال گزارشی کوتاه از فعالیتهایش مینویسد.
Für die Ausstellung verfasste der Kurator erklärende Texte.
مسئول نمایشگاه برای آن متنهای توضیحی نوشت.
نکتهٔ کاربردی
verfassen معمولاً نام متن را بهعنوان مفعول مستقیم میگیرد؛ جدانشدنی است و ماضی نقلی آن با haben ساخته میشود.
درس کوتاه: verfassen
متن، نامه یا گزارشی نوشتن و آن را به شکل نهایی درآوردن. verfassen معمولاً نام متن را بهعنوان مفعول مستقیم میگیرد؛ جدانشدنی است و ماضی نقلی آن با haben ساخته میشود.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «verfassen» مطابقت دارد؟
