معنی ۱neutral · 88%
در دسترس یا اختیار کسی بودن برای استفاده
مثالهای طبیعی
Den Gästen steht kostenloses WLAN zur Verfügung.
وایفای رایگان در اختیار مهمانان است.
Ich stehe Ihnen morgen zur Verfügung.
فردا در خدمت شما هستم.
Uns stehen zwei Computer zur Verfügung.
دو کامپیوتر در اختیار ماست.
نکتهٔ کاربردی
gloss «disposal» منبع در عبارت zur Verfügung بهخوبی دیده میشود.
ترکیبهای رایج
— در دسترس بودن

