جایزه، قرارداد، جایگاه یا وظیفهای را به کسی اختصاصدادن.
مثالهای طبیعی
Die Jury vergab den ersten Preis an eine junge Fotografin.
هیئت داوران جایزهٔ اول را به عکاس جوانی داد.
Die Stadt vergibt im Frühjahr neue Bauaufträge.
شهر در بهار قراردادهای ساختمانی تازهای واگذار میکند.
Die Stiftung vergab fünf Stipendien an Studierende.
بنیاد پنج بورسیه به دانشجویان اعطا کرد.
نکتهٔ کاربردی
در این کاربرد vergeben متعدی و قوی است: vergibt، vergab، hat vergeben. اغلب با جایزه، قرارداد یا بورسیه میآید و معانی دیگری هم دارد.
درس کوتاه: vergeben
جایزه، قرارداد، جایگاه یا وظیفهای را به کسی اختصاصدادن. در این کاربرد vergeben متعدی و قوی است: vergibt، vergab، hat vergeben. اغلب با جایزه، قرارداد یا بورسیه میآید و معانی دیگری هم دارد.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «vergeben» مطابقت دارد؟
