معنی ۱neutral · 80%
در ذهن مجسم کردن
مثالهای طبیعی
Vergegenwärtigen Sie sich die Folgen dieser Entscheidung.
پیامدهای این تصمیم را روشن در ذهن خود مجسم کنید.
Er versuchte sich das Leben seiner Großeltern zu vergegenwärtigen.
کوشید زندگی پدربزرگ و مادربزرگش را در ذهن تصویر کند.
Die Ausstellung vergegenwärtigt die Schrecken des Krieges.
نمایشگاه هراسهای جنگ را زنده و ملموس میکند.
نکتهٔ کاربردی
«vergegenwärtigen» یعنی «در ذهن مجسم کردن». این فعل جدانشدنی است و در Perfekt با «haben + vergegenwärtigt» میآید.
