معنی ۱neutral · 92%
برای زمان یا یک دوره سپری شدن تا پایان یافتن آن
مثالهای طبیعی
Bis zur Antwort vergingen mehrere Wochen.
تا رسیدن پاسخ چند هفته گذشت.
Im Urlaub vergeht die Zeit immer besonders schnell.
در تعطیلات زمان همیشه خیلی سریع میگذرد.
Ein Jahr ist seit dem Projektstart vergangen.
از شروع پروژه یک سال گذشته است.
نکتهٔ کاربردی
vergehen اغلب با عبارتهای زمانی میآید و در پرفکت با sein ساخته میشود، نه haben.
