معنی ۱neutral · 90%
دو یا چند چیز را برای یافتن شباهت و تفاوت بررسی کردن
مثالهای طبیعی
Ich vergleiche die Preise vor dem Kauf.
قبل از خرید قیمتها را مقایسه میکنم.
Wir vergleichen beide Produkte miteinander.
دو محصول را با هم مقایسه میکنیم.
Sie hat die Ergebnisse mit dem Vorjahr verglichen.
او نتایج را با سال قبل مقایسه کرد.
نکتهٔ کاربردی
در ساخت مقایسه mit با Dativ میآید.
ترکیبهای رایج
— قیمتها را مقایسه کردن

