معنی ۱neutral · 87%
لذت، خوشی یا فعالیتی لذتبخش
مثالهای طبیعی
Ich komme mit Vergnügen zu Ihrer Feier.
با کمال میل به جشن شما میآیم.
Für sie ist Lesen am Abend ein großes Vergnügen.
برای او مطالعه در شب لذت بزرگی است.
Der Ausflug war für die ganze Familie ein Vergnügen.
این گردش برای تمام خانواده لذتبخش بود.
نکتهٔ کاربردی
mit Vergnügen راهی مؤدبانه برای گفتن «با کمال میل» است. Spaß برای «تفریح/خوشگذرانی» روزمرهتر است.

