معنی ۱formal · 90%
مجازات، تحریم، ممنوعیت یا اقدام مشابهی را رسماً اعمال کردن
مثالهای طبیعی
Das Gericht verhängte eine mehrjährige Freiheitsstrafe.
دادگاه حکم چند سال حبس صادر کرد.
Die Regierung verhängte Sanktionen gegen mehrere Unternehmen.
دولت علیه چند شرکت تحریم اعمال کرد.
Der Verband verhängte wegen des Verstoßes eine Spielsperre.
فدراسیون بهدلیل تخلف محرومیت از بازی اعمال کرد.
نکتهٔ کاربردی
در این معنای رسمی، یک مرجع اقدام الزامآور را اعمال میکند؛ صرف اعلام آن کافی نیست.
