معنی ۱neutral · 87%
شیوهٔ رفتار یا واکنش یک فرد، حیوان، سامانه یا چیز
مثالهای طبیعی
Das Verhalten des Schülers hat sich in den letzten Wochen verbessert.
رفتار دانشآموز در هفتههای اخیر بهتر شده است.
Freundliches Verhalten gegenüber Kunden ist besonders wichtig.
رفتار دوستانه با مشتریان اهمیت زیادی دارد.
Die Studie untersucht das Verhalten von Menschen in Stresssituationen.
پژوهش رفتار افراد را در موقعیتهای پراسترس بررسی میکند.
نکتهٔ کاربردی
Verhalten در نقش اسم با حرف بزرگ نوشته میشود و معمولاً جمع ندارد. آن را با فعل بازتابی sich verhalten اشتباه نکن.

