معنی ۱neutral · 89%
واقعیت یا اطلاعاتی را عمداً از کسی پنهان نگه داشتن
مثالهای طبیعی
Die Führung hatte den Aufsichtsrat über Monate über die Verluste im Unklaren gelassen und Zahlen verheimlicht.
مدیریت ماهها ارقام زیان را از هیئت نظارت پنهان کرده بود.
Sie verheimlichte ihrer Familie, dass sie bereits gekündigt hatte.
او از خانوادهاش پنهان کرد که قبلاً استعفا داده است.
Ärzte dürfen entscheidende Risiken nicht verheimlichen.
پزشکان نباید خطرهای تعیینکننده را پنهان کنند.
نکتهٔ کاربردی
verheimlichen پنهانکاری عمدی را میرساند؛ صرفاً فراموش کردنِ گفتن چیزی کافی نیست.
