معنی ۱neutral · 82%
طول یا مدت چیزی را کمکردن.
مثالهای طبیعی
Die Schule verkürzt die Mittagspause um zehn Minuten.
مدرسه زمان زنگ ناهار را ده دقیقه کوتاه میکند.
Bitte verkürzen Sie den Text auf eine Seite.
لطفاً متن را به یک صفحه کوتاه کنید.
Die neue Verbindung verkürzte die Fahrzeit nach Berlin.
مسیر ارتباطی تازه زمان سفر به برلین را کوتاه کرد.
نکتهٔ کاربردی
verkürzen مفعول مستقیم میگیرد؛ مقدار کاهش را میتوان با um و آکوزاتیو گفت. چیزی همچنین میتواند با صورت بازتابی کوتاهتر شود.
درس کوتاه: verkürzen
طول یا مدت چیزی را کمکردن. verkürzen مفعول مستقیم میگیرد؛ مقدار کاهش را میتوان با um و آکوزاتیو گفت. چیزی همچنین میتواند با صورت بازتابی کوتاهتر شود.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «verkürzen» مطابقت دارد؟
