معنی ۱neutral · 87%
عمل یا فرایند فروش؛ همچنین حوزه یا بخش مسئول فروش
مثالهای طبیعی
Der Verkauf der neuen Tickets beginnt am Montag.
فروش بلیتهای جدید از دوشنبه آغاز میشود.
Der Verkauf von Elektrogeräten ist im September gestiegen.
فروش لوازم برقی در سپتامبر افزایش یافت.
Sie arbeitet seit fünf Jahren im Verkauf.
او پنج سال است در بخش فروش کار میکند.
نکتهٔ کاربردی
im Verkauf arbeiten یعنی «در بخش فروش کار کردن». برای فروش تخفیفی معمولاً Sonderangebot یا Rabattaktion دقیقتر از Verkauf است.

