معنی ۱neutral · 90%
چیزی را در برابر پول به کسی دادن
مثالهای طبیعی
Ich verkaufe mein altes Fahrrad.
من دوچرخهٔ قدیمیام را میفروشم.
Die Bäckerei verkauft auch Kaffee.
نانوایی قهوه هم میفروشد.
Wir haben das Auto für 3000 Euro verkauft.
ما ماشین را به قیمت ۳۰۰۰ یورو فروختیم.
نکتهٔ کاربردی
چیزی که فروخته میشود آکوزاتیو است: das Auto verkaufen.
ترکیبهای رایج
— ماشین فروختن

