با کسی مرتب در تماس بودن، دیدارکردن یا با او مکاتبهداشتن.
مثالهای طبیعی
Sie verkehrt seit Jahren mit einer Gruppe von Künstlern.
او سالهاست با گروهی از هنرمندان معاشرت میکند.
In diesem Café verkehren viele Studierende.
دانشجویان زیادی مرتب به این کافه رفتوآمد میکنند.
Mein Großvater verkehrte früher brieflich mit seinem Cousin.
پدربزرگم قبلاً مرتب با پسرعمویش مکاتبه میکرد.
نکتهٔ کاربردی
در این معنا، verkehren معمولاً با mit و داتیو میآید؛ این فعل برای رفتوآمد وسایل نقلیه نیز به کار میرود.
درس کوتاه: verkehren
با کسی مرتب در تماس بودن، دیدارکردن یا با او مکاتبهداشتن. در این معنا، verkehren معمولاً با mit و داتیو میآید؛ این فعل برای رفتوآمد وسایل نقلیه نیز به کار میرود.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «verkehren» مطابقت دارد؟
