معنی ۱neutral · 88%
بهدلیل فشار جسمی، اضطراب یا کنترل بیش از حد، خشک و غیرطبیعی بودن
مثالهای طبیعی
Seine verkrampfte Haltung verriet, wie nervös er war.
حالت خشک بدنش نشان میداد چقدر عصبی است.
Das Gespräch wirkte anfangs verkrampft, wurde später aber lockerer.
گفتوگو ابتدا خشک و پرتنش بود، اما بعد راحتتر شد.
Zu viel Kontrolle macht die Zusammenarbeit unnötig verkrampft.
کنترل بیش از حد همکاری را بیدلیل خشک و پرتنش میکند.
نکتهٔ کاربردی
این صفت اغلب میرساند که تنش مانع رفتار طبیعی و راحت شده است.
