ادامهدادن مهلت، اعتبار یا مدت چیزی فراتر از پایان قبلی آن.
مثالهای طبیعی
Für den Pass beantragte sie eine Verlängerung um zwei Jahre.
او برای گذرنامهاش درخواست تمدید دو ساله کرد.
Der Mietvertrag läuft aus; eine Verlängerung ist möglich.
قرارداد اجاره رو به پایان است؛ تمدید آن ممکن است.
Der Verlag gewährte eine Verlängerung der Abgabefrist um zwei Wochen.
ناشر مهلت تحویل را دو هفته تمدید کرد.
نکتهٔ کاربردی
Verlängerung میتواند به فرایند تمدید یا زمان اضافیِ تصویبشده اشاره کند؛ در ورزش همچنین به وقت اضافه گفته میشود.
درس کوتاه: Verlängerung
ادامهدادن مهلت، اعتبار یا مدت چیزی فراتر از پایان قبلی آن. Verlängerung میتواند به فرایند تمدید یا زمان اضافیِ تصویبشده اشاره کند؛ در ورزش همچنین به وقت اضافه گفته میشود.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Verlängerung» مطابقت دارد؟
