چنان قابلاعتماد که بتوان به شخص، چیز یا اطلاعات تکیه کرد.
مثالهای طبیعی
Unsere Nachbarin ist eine verlässliche Betreuung für die Kinder.
همسایهٔ ما مراقبی قابلاعتماد برای بچههاست.
Für die Planung brauchen wir verlässliche Wetterdaten.
برای برنامهریزی به دادههای مطمئن هواشناسی نیاز داریم.
Der Bus ist selbst im Winter ziemlich verlässlich.
اتوبوس حتی در زمستان هم نسبتاً قابلاعتماد است.
نکتهٔ کاربردی
verlässlich برای توصیف افراد، دستگاهها، توافقها یا اطلاعات به کار میرود و بهطور منظم درجهبندی میشود.
درس کوتاه: verlässlich
چنان قابلاعتماد که بتوان به شخص، چیز یا اطلاعات تکیه کرد. verlässlich برای توصیف افراد، دستگاهها، توافقها یا اطلاعات به کار میرود و بهطور منظم درجهبندی میشود.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «verlässlich» مطابقت دارد؟
