ویژگیِ انجام کار، رفتار یا ارائهٔ اطلاعات بهصورت باثبات و قابل اتکا
مثالهای طبیعی
Die Verlässlichkeit der Daten hängt von einer konsistenten Erhebung ab.
قابلاعتماد بودن دادهها به گردآوریِ باثبات بستگی دارد.
Seine Verlässlichkeit macht ihn zu einem wichtigen Ansprechpartner.
قابلاعتماد بودن او، او را به فردی مهم برای مراجعه تبدیل میکند.
Bei kritischen Systemen ist Verlässlichkeit wichtiger als maximale Geschwindigkeit.
در سامانههای حساس، قابلاعتماد بودن از بیشترین سرعت مهمتر است.
نکتهٔ کاربردی
Verlässlichkeit هم برای قابلاعتماد بودن انسان و هم برای ثبات داده، سامانه یا فرایند به کار میرود.
