معنی ۱neutral · 87%
از یک مکان بیرون رفتن یا آن را ترک کردن
مثالهای طبیعی
Bitte verlassen Sie das Gebäude über den nächsten Ausgang.
لطفاً ساختمان را از نزدیکترین خروجی ترک کنید.
Alle Fahrgäste müssen den Zug an der Endstation verlassen.
همهٔ مسافران باید در ایستگاه پایانی قطار را ترک کنند.
Nach dem Gespräch verließ er den Raum ohne ein Wort.
پس از گفتوگو او بدون حرفی اتاق را ترک کرد.
نکتهٔ کاربردی
einen Ort verlassen («مکانی را ترک کردن») را با sich auf jemanden verlassen («به کسی تکیه/اعتماد کردن») اشتباه نکن؛ ساختار و معنی متفاوت دارند.

