معنی ۱neutral · 80%
اطلاعیهٔ رسمی
مثالهای طبیعی
Laut einer Verlautbarung des Ministeriums beginnt die Reform im Januar.
طبق اطلاعیهٔ وزارتخانه، اصلاحات از ژانویه آغاز میشود.
Die Verlautbarung ließ wichtige Fragen unbeantwortet.
اطلاعیهٔ رسمی به پرسشهای مهمی پاسخ نداد.
Nach der Verlautbarung brach heftige Kritik aus.
پس از انتشار اطلاعیه، انتقادهای شدیدی مطرح شد.
نکتهٔ کاربردی
«Verlautbarung» به معنی «اطلاعیهٔ رسمی» است. حرف تعریف آن «die» است و جمع آن «Verlautbarungen» است.
