معنی ۱formal · 88%
بهطور عمومی و اغلب غیرمستقیم اطلاع دادن که چیزی واقعیت دارد یا برنامهریزی شده است
مثالهای طبیعی
Das Ministerium ließ verlauten, dass weitere Gespräche geplant seien.
وزارتخانه اعلام کرد که گفتوگوهای بیشتری برنامهریزی شده است.
Der Konzern ließ verlauten, man prüfe mehrere Standorte.
شرکت اعلام کرد که چند محل را بررسی میکند.
Aus Regierungskreisen wurde verlauten lassen, ein Kompromiss sei möglich.
از محافل دولتی اعلام شد که مصالحه ممکن است.
نکتهٔ کاربردی
این عبارت غیرمستقیمتر و رسانهایتر از sagen یا bekannt geben است.
