زنی که بدنش در تصادف، زمینخوردن یا رویدادی دیگر آسیب دیده است.
مثالهای طبیعی
Die Verletzte wartete im Rettungswagen auf ihre Untersuchung.
زن مجروح در آمبولانس منتظر معاینه بود.
Eine Helferin brachte der Verletzten eine Decke.
امدادگری پتویی برای زن زخمی آورد.
Nach dem Sturz konnte die Verletzte selbstständig gehen.
پس از افتادن، زن مجروح توانست خودش راه برود.
نکتهٔ کاربردی
اینجا Verletzte صفتی اسمشده در مفرد مؤنث است: die Verletzte؛ جمع آن die Verletzten و صورت مذکر مفرد der Verletzte است.
درس کوتاه: Verletzte
زنی که بدنش در تصادف، زمینخوردن یا رویدادی دیگر آسیب دیده است. اینجا Verletzte صفتی اسمشده در مفرد مؤنث است: die Verletzte؛ جمع آن die Verletzten و صورت مذکر مفرد der Verletzte است.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Verletzte» مطابقت دارد؟
