معنی ۱neutral · 88%
یک رابطه، باور، هویت یا جنبهٔ واقعی از خود را انکار یا رد کردن
مثالهای طبیعی
Er verleugnete jahrelang einen wichtigen Teil seiner Herkunft.
او سالها بخش مهمی از پیشینهٔ خود را انکار کرد.
Die Partei darf ihre eigenen demokratischen Grundsätze nicht verleugnen.
حزب نباید اصول دموکراتیک خودش را انکار کند.
Sie wollte ihre Gefühle nicht länger verleugnen.
او دیگر نمیخواست احساساتش را انکار کند.
نکتهٔ کاربردی
verleugnen اغلب رد کردن چیزی را میرساند که به هویت، ارزشها یا واقعیت فرد نزدیک است.
