معنی ۱formal · 90%
ادعا یا اتهام دروغی که بهناحق به اعتبار کسی آسیب میزند
مثالهای طبیعی
Der Politiker wies die Behauptung als Verleumdung zurück.
سیاستمدار آن ادعا را افترا دانست و رد کرد.
Sie erstattete wegen wiederholter Verleumdungen Anzeige.
او بهدلیل افتراهای مکرر شکایت کرد.
Unbelegte Gerüchte können schnell in Verleumdung übergehen.
شایعههای بیمدرک میتوانند بهسرعت به افترا تبدیل شوند.
نکتهٔ کاربردی
این واژه از Kritik یا Gerücht قویتر است، چون شامل ادعای دروغ و آسیبزننده به اعتبار است.
