معنی ۱neutral · 89%
اساساً دروغگو یا دورو، بهگونهای که بر دروغ یا ظاهر فریبنده تکیه دارد
مثالهای طبیعی
Er bezeichnete die öffentliche Debatte als verlogen und rein taktisch.
او بحث عمومی را دورویانه و کاملاً تاکتیکی توصیف کرد.
Ihre verlogene Entschuldigung überzeugte niemanden.
عذرخواهی دورویانهٔ او کسی را قانع نکرد.
Eine verlogene Fassade von Harmonie löst den Konflikt nicht.
ظاهر دروغینِ هماهنگی، تعارض را حل نمیکند.
نکتهٔ کاربردی
این صفت بسیار شدیدتر از unehrlich است و اغلب نگرش یا نظامی را بهطور کلی دورویانه محکوم میکند.
