بیشتر یا پرتکرارتر از گذشته؛ موجود در تعداد یا اندازهای بالاتر.
مثالهای طبیعی
Nach dem Sturm gab es vermehrte Anfragen bei der Gemeinde.
پس از طوفان، درخواستهای بیشتری به شهرداری رسید.
Im Herbst treten vermehrt Erkältungen auf.
در پاییز سرماخوردگی بیشتر رخ میدهد.
Die Klinik sucht wegen des vermehrten Patientenaufkommens zusätzliche Pflegekräfte.
درمانگاه بهدلیل افزایش شمار بیماران، پرستاران بیشتری میخواهد.
نکتهٔ کاربردی
vermehrt اسم مفعول vermehren است و مانند صفت صرف میشود؛ در کاربرد قیدی نیز میآید و معمولاً درجهبندی نمیشود.
درس کوتاه: vermehrt
بیشتر یا پرتکرارتر از گذشته؛ موجود در تعداد یا اندازهای بالاتر. vermehrt اسم مفعول vermehren است و مانند صفت صرف میشود؛ در کاربرد قیدی نیز میآید و معمولاً درجهبندی نمیشود.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «vermehrt» مطابقت دارد؟
