چیزی که چنین معرفی یا پنداشته میشود، بیآنکه واقعاً قطعی یا درست باشد.
مثالهای طبیعی
Der vermeintliche Zeuge war zur Tatzeit im Ausland.
شاهدِ بهاصطلاح هنگام وقوع جرم خارج از کشور بود.
Ein vermeintlicher Schnäppchenpreis lag über dem üblichen Wert.
قیمت ظاهراً مناسب از ارزش معمول بالاتر بود.
Der vermeintliche Fehler erwies sich als bewusste Änderung.
اشتباهِ پنداشتهشده در واقع تغییری عمدی از آب درآمد.
نکتهٔ کاربردی
vermeintlich اغلب نشان میدهد گوینده ادعا را تأیید نمیکند و ممکن است نادرستی آن بعداً روشن شود؛ معمولاً درجهبندی نمیشود.
درس کوتاه: vermeintlich
چیزی که چنین معرفی یا پنداشته میشود، بیآنکه واقعاً قطعی یا درست باشد. vermeintlich اغلب نشان میدهد گوینده ادعا را تأیید نمیکند و ممکن است نادرستی آن بعداً روشن شود؛ معمولاً درجهبندی نمیشود.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «vermeintlich» مطابقت دارد؟
