معنی ۱neutral · 82%
مقدار، شدت یا دامنهٔ چیزی را کمترکردن.
مثالهای طبیعی
Ein Tempolimit soll das Unfallrisiko vermindern.
محدودیت سرعت باید خطر تصادف را کاهش دهد.
Mit einer Dichtung vermindert man den Wärmeverlust.
با درزگیر میتوان اتلاف گرما را کاهش داد.
Die Zahl der Besucher hat sich im Winter vermindert.
شمار بازدیدکنندگان در زمستان کاهش یافت.
نکتهٔ کاربردی
vermindern میتواند مفعول مستقیم بگیرد یا بهصورت بازتابی به معنی کاهشیافتن چیزی باشد.
درس کوتاه: vermindern
مقدار، شدت یا دامنهٔ چیزی را کمترکردن. vermindern میتواند مفعول مستقیم بگیرد یا بهصورت بازتابی به معنی کاهشیافتن چیزی باشد.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «vermindern» مطابقت دارد؟
