معنی ۱neutral · 88%
بر اساس اطلاعات موجود محتمل یا مفروض دانستهشده، اما هنوز قطعی نیست
مثالهای طبیعی
Die Polizei prüft den vermutlichen Unfallhergang.
پلیس روند احتمالی حادثه را بررسی میکند.
Die vermutliche Ursache liegt in einem technischen Fehler.
علت احتمالی یک نقص فنی است.
Der vermutliche Beginn der Arbeiten ist im Frühjahr.
زمان احتمالی آغاز کارها در بهار است.
نکتهٔ کاربردی
بهعنوان صفت، vermutlich معمولاً پیش از اسم میآید؛ کاربرد قیدیِ بسیار رایج آن به معنی «احتمالاً» خارج از نقش دستوری این TASK است.
