معنی ۱neutral · 89%
کوتاهی در ارائهٔ توجه، نگهداری یا مراقبت لازم
مثالهای طبیعی
Die Schäden sind teilweise auf jahrelange Vernachlässigung der Wartung zurückzuführen.
بخشی از خسارت ناشی از سالها بیتوجهی به نگهداری است.
Die Behörde untersucht Hinweise auf Vernachlässigung in der Einrichtung.
نهاد مسئول نشانههای غفلت در مرکز را بررسی میکند.
Die Vernachlässigung kleiner Standorte schwächte das gesamte Netzwerk.
بیتوجهی به شعب کوچکتر کل شبکه را تضعیف کرد.
نکتهٔ کاربردی
این اسم میتواند به وضعیت مستمر یا موارد جداگانهٔ بیتوجهی اشاره کند.
