افراد، مکانها یا سامانهها را به هم وصلکردن تا بتوانند اطلاعات مبادله کنند یا همکاری کنند.
مثالهای طبیعی
Die neue Plattform vernetzt kleine Betriebe aus der Region.
سکوی تازه کسبوکارهای کوچک منطقه را به هم پیوند میدهد.
Die Schulen vernetzen ihre Bibliotheken über ein gemeinsames System.
مدارس کتابخانههایشان را از راه سامانهای مشترک به هم وصل میکنند.
Bei der Tagung konnten sich junge Forschende gut vernetzen.
پژوهشگران جوان در همایش فرصت خوبی برای شبکهسازی داشتند.
نکتهٔ کاربردی
vernetzen برای ارتباطهای اجتماعی، سامانههای دیجیتال یا مناطق حفاظتشده به کار میرود؛ صورت بازتابی به متصلشدن افراد به یکدیگر اشاره دارد.
درس کوتاه: vernetzen
افراد، مکانها یا سامانهها را به هم وصلکردن تا بتوانند اطلاعات مبادله کنند یا همکاری کنند. vernetzen برای ارتباطهای اجتماعی، سامانههای دیجیتال یا مناطق حفاظتشده به کار میرود؛ صورت بازتابی به متصلشدن افراد به یکدیگر اشاره دارد.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «vernetzen» مطابقت دارد؟
