verregnet
C2صفتمرطوب کردن، تر کردن، خیساندن
JadoLearn Dictionary
verregnet یعنی مرطوب کردن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
مرطوب کردن، تر کردن، خیساندن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
بی حرارت، سرد ومرطوب، نمدار
مرطوب ساختن، دارای رطوبت، نمدار
مرطوب کردن، تر کردن، خیساندن
گروه دوست، معاشرتی، انسی
خوش برخورد، خوش خلق، مقوی
گروه دوست، معاشرتی، انسی
استوار، دج، متقن
جانانه، اقناع، مقنع
استوار، دج، متقن
استوار، دج، متقن
استوار، دج، متقن
جانانه، اقناع، مقنع
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.