چند نفر را به مکانی فراخواندن و در آنجا گردهمآوردن.
مثالهای طبیعی
Die Lehrerin versammelte die Klasse vor dem Ausflug im Hof.
معلم پیش از گردش، کلاس را در حیاط جمع کرد.
Die Nachbarn versammelten sich zur Besprechung im Gemeinschaftsraum.
همسایهها برای گفتوگو در اتاق مشترک جمع شدند.
Vor dem Museum versammelten sich viele Besucher.
بازدیدکنندگان زیادی جلوی موزه گرد آمدند.
نکتهٔ کاربردی
وقتی کسی دیگران را جمع میکند، versammeln متعدی است؛ صورت بازتابیِ sich versammeln یعنی افراد خودشان گرد هم میآیند.
درس کوتاه: versammeln
چند نفر را به مکانی فراخواندن و در آنجا گردهمآوردن. وقتی کسی دیگران را جمع میکند، versammeln متعدی است؛ صورت بازتابیِ sich versammeln یعنی افراد خودشان گرد هم میآیند.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «versammeln» مطابقت دارد؟
