انتقال زمان قرار یا رویدادی برنامهریزیشده به زمانی دیگر، معمولاً دیرتر.
مثالهای طبیعی
Wegen des Sturms wurde die Verschiebung des Konzerts bekannt gegeben.
بهدلیل طوفان، تعویق کنسرت اعلام شد.
Die Verschiebung um eine Woche passt allen Beteiligten.
تعویق یکهفتهای برای همهٔ افراد درگیر مناسب است.
Nach der Verschiebung beginnt der Kurs erst im September.
پس از تعویق، دوره تازه در سپتامبر آغاز میشود.
نکتهٔ کاربردی
Verschiebung اغلب به تغییر زمان اشاره دارد؛ اسم در حالت اضافی میتواند موضوعِ جابهجایی را مشخص کند و um مقدار تأخیر را.
درس کوتاه: Verschiebung
انتقال زمان قرار یا رویدادی برنامهریزیشده به زمانی دیگر، معمولاً دیرتر. Verschiebung اغلب به تغییر زمان اشاره دارد؛ اسم در حالت اضافی میتواند موضوعِ جابهجایی را مشخص کند و um مقدار تأخیر را.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Verschiebung» مطابقت دارد؟
