معنی ۱neutral · 82%
چیزی را با بستن یا قفلکردن غیرقابلدسترسیکردن.
مثالهای طبیعی
Bitte verschließ die Haustür, wenn du gehst.
لطفاً وقتی میروی درِ ورودی را قفل کن.
Sie verschloss die Vorräte in einem Schrank.
او آذوقه را در کمدی قفل کرد.
Der Mechaniker verschloss den Kanister mit einem festen Deckel.
مکانیک قوطی را با درِ محکمی بست.
نکتهٔ کاربردی
verschließen فعلی قوی است و معمولاً مفعول مستقیم میگیرد؛ میتواند دربارهٔ در، ظرف یا بطری به کار رود.
درس کوتاه: verschließen
چیزی را با بستن یا قفلکردن غیرقابلدسترسیکردن. verschließen فعلی قوی است و معمولاً مفعول مستقیم میگیرد؛ میتواند دربارهٔ در، ظرف یا بطری به کار رود.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «verschließen» مطابقت دارد؟
