معنی ۱neutral · 90%
وضعیت یا میزان بدهکاری مالی
مثالهای طبیعی
Die hohe Verschuldung schränkt den finanziellen Spielraum der Kommune ein.
بدهی بالای شهرداری فضای مانور مالی آن را محدود میکند.
Die Verschuldung des Konzerns ist im vergangenen Jahr deutlich gesunken.
میزان بدهی گروه در سال گذشته بهطور محسوسی کاهش یافت.
Steigende Zinsen können die private Verschuldung zusätzlich belasten.
افزایش نرخ بهره میتواند فشار بیشتری بر بدهی خانوارها وارد کند.
نکتهٔ کاربردی
این اسم به وضعیت کلی بدهی اشاره دارد، نه یک بدهی منفرد.
