معنی ۱neutral · 92%
زمان، پول، انرژی، غذا یا منابع ارزشمند دیگر را بیدقت یا بدون نتیجهٔ مفید مصرف کردن
مثالهای طبیعی
Wir sollten keine Zeit mit unnötigen Meetings verschwenden.
نباید وقت را با جلسههای غیرضروری هدر بدهیم.
Lass das Wasser nicht unnötig laufen und verschwende es nicht.
آب را بیهوده باز نگذار و هدر نده.
Das Projekt verschwendete Geld für kaum genutzte Funktionen.
پروژه برای قابلیتهایی که تقریباً استفاده نمیشدند پول هدر داد.
نکتهٔ کاربردی
verschwenden ارزیابی منفی دارد: منبع ارزشمند بوده و میشد بهتر از آن استفاده کرد.
