چیزی را به بخش، نشانه یا ویژگی دیگری مجهز یا آراستهکردن.
مثالهای طبیعی
Die Redakteurin versah den Bericht mit zwei Karten.
ویراستار گزارش را با دو نقشه همراه کرد.
Jedes Kabel ist mit einem farbigen Etikett versehen.
هر کابل با برچسب رنگی مشخص شده است.
Der Brief wurde mit einem vertraulichen Hinweis versehen.
نامه با یادداشتی محرمانه علامتگذاری شد.
نکتهٔ کاربردی
الگوی آن versehen mit + داتیو است؛ مثلاً متن را با یادداشت مجهزکردن. فعل قوی است و با اسم Versehen به معنی اشتباه فرق دارد.
درس کوتاه: versehen
چیزی را به بخش، نشانه یا ویژگی دیگری مجهز یا آراستهکردن. الگوی آن versehen mit + داتیو است؛ مثلاً متن را با یادداشت مجهزکردن. فعل قوی است و با اسم Versehen به معنی اشتباه فرق دارد.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «versehen» مطابقت دارد؟
