خبر مهم یا موضوعی را به کسی اطلاعدادن.
مثالهای طبیعی
Bitte verständigen Sie sofort den Hausmeister.
لطفاً فوراً سرایدار را مطلع کنید.
Die Klinik verständigte die Familie über den Zustand des Patienten.
درمانگاه خانواده را از وضعیت بیمار باخبر کرد.
Bei einer Störung verständigt der Fahrer die Leitstelle.
در صورت بروز مشکل، راننده مرکز کنترل را خبر میکند.
نکتهٔ کاربردی
در این کاربرد verständigen شخصِ مطلعشونده را بهعنوان مفعول مستقیم میگیرد؛ فعل جدانشدنی است و ماضی نقلی آن با haben ساخته میشود.
درس کوتاه: verständigen
خبر مهم یا موضوعی را به کسی اطلاعدادن. در این کاربرد verständigen شخصِ مطلعشونده را بهعنوان مفعول مستقیم میگیرد؛ فعل جدانشدنی است و ماضی نقلی آن با haben ساخته میشود.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «verständigen» مطابقت دارد؟
