معنی ۱neutral · 87%
چیزی را قویتر، شدیدتر یا مؤثرتر کردن
مثالهای طبیعی
Die Arbeiter verstärken die alte Decke mit Stahlträgern.
کارگران سقف قدیمی را با تیرهای فولادی تقویت میکنند.
Ein Gerät verstärkt das schwache Mikrofonsignal.
یک دستگاه سیگنال ضعیف میکروفن را تقویت میکند.
Wir verstärken das Team für die letzte Projektphase.
برای مرحلهٔ پایانی پروژه، تیم را تقویت میکنیم.
نکتهٔ کاربردی
بسته به بافت، معادل انگلیسی میتواند strengthen، reinforce، amplify یا intensify باشد؛ در آلمانی verstärken همهٔ این کاربردها را پوشش میدهد.

