معنی ۱neutral · 87%
فرد یا چیزی را جایی گذاشتن که بهراحتی دیده یا پیدا نشود؛ در شکل بازتابی، خود را پنهان کردن
مثالهای طبیعی
Sie versteckt den Ersatzschlüssel in einer Schublade.
او کلید یدکی را در کشو پنهان میکند.
Beim Versteckspiel versteckt sich das Kind hinter der Tür.
در بازی قایمباشک، کودک پشت در پنهان میشود.
Er versteckte die Unterlagen an einem sicheren Ort.
او مدارک را در جای امنی پنهان کرد.
نکتهٔ کاربردی
برای پنهانکردن شیء یا فرد از etwas/jemanden verstecken و برای پنهانشدن خود از sich verstecken استفاده میشود.

