مردن، با لحنی رسمی یا محترمانه.
مثالهای طبیعی
Der langjährige Vorsitzende ist im Alter von 84 Jahren verstorben.
رئیس باسابقه در ۸۴سالگی درگذشت.
Die Patientin verstarb wenige Tage nach der Operation.
بیمار چند روز پس از عمل درگذشت.
In der Mitteilung wurde bekannt gegeben, dass er zu Hause verstorben sei.
در اطلاعیه اعلام شد که او در خانه درگذشته است.
نکتهٔ کاربردی
versterben رسمیتر از sterben است و اغلب در آگهی درگذشت یا اطلاعیههای اداری میآید؛ ماضی نقلی آن با sein ساخته میشود.
درس کوتاه: versterben
مردن، با لحنی رسمی یا محترمانه. versterben رسمیتر از sterben است و اغلب در آگهی درگذشت یا اطلاعیههای اداری میآید؛ ماضی نقلی آن با sein ساخته میشود.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «versterben» مطابقت دارد؟
