معنی ۱neutral to formal; legal and administrative contexts · 82%
کاری که با مقررات، قانون یا قاعدهای توافقشده مغایرت دارد.
مثالهای طبیعی
Die Kontrolle ergab einen Verstoß gegen die Parkordnung.
بازرسی یک تخلف از مقررات پارکینگ را آشکار کرد.
Bei einem schweren Verstoß kann der Vertrag gekündigt werden.
در صورت تخلف جدی ممکن است قرارداد فسخ شود.
Der Bericht nennt mehrere Verstöße gegen die Sicherheitsvorschriften.
گزارش چند تخلف از مقررات ایمنی را ذکر میکند.
نکتهٔ کاربردی
ترکیب رایج آن «تخلف از مقررات» است؛ حالت اضافی des Verstoßes و جمع آن Verstöße است.
درس کوتاه: Verstoß
کاری که با مقررات، قانون یا قاعدهای توافقشده مغایرت دارد. ترکیب رایج آن «تخلف از مقررات» است؛ حالت اضافی des Verstoßes و جمع آن Verstöße است.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Verstoß» مطابقت دارد؟
