کاری انجامدادن که با مقررات، قانون یا توافقی در تضاد باشد.
مثالهای طبیعی
Der Betrieb verstieß wiederholt gegen die Lärmschutzregeln.
این کسبوکار بارها مقررات کنترل صدا را نقض کرد.
Wer gegen die Hausordnung verstößt, muss mit einer Abmahnung rechnen.
کسی که مقررات ساختمان را نقض کند، ممکن است اخطار بگیرد.
Das Unternehmen hat gegen den Datenschutz verstoßen.
شرکت مقررات حفاظت از دادهها را نقض کرده است.
نکتهٔ کاربردی
برای نقض مقررات، verstoßen با gegen و آکوزاتیو میآید؛ فعل قوی است: verstößt، verstieß، hat verstoßen.
درس کوتاه: verstoßen
کاری انجامدادن که با مقررات، قانون یا توافقی در تضاد باشد. برای نقض مقررات، verstoßen با gegen و آکوزاتیو میآید؛ فعل قوی است: verstößt، verstieß، hat verstoßen.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «verstoßen» مطابقت دارد؟
