معنی ۱neutral · 90%
زمان یا مهلتی سپری یا منقضی شدن
مثالهای طبیعی
Die Einspruchsfrist ist bereits verstrichen.
مهلت اعتراض پیش از این منقضی شده است.
Mehrere Wochen verstrichen, ohne dass eine Antwort kam.
چند هفته گذشت بیآنکه پاسخی برسد.
Lässt man die Frist verstreichen, kann der Anspruch verloren gehen.
اگر مهلت بگذرد، ممکن است حق مطالبه از بین برود.
نکتهٔ کاربردی
در معنای لازم، شکل درست ist verstrichen است، نه hat verstrichen.
