بازیکنی که وظیفهٔ اصلیاش جلوگیری از حمله و گلزدن تیم مقابل است.
مثالهای طبیعی
Der Verteidiger fing den Pass kurz vor dem Strafraum ab.
مدافع پاس را کمی پیش از محوطهٔ جریمه قطع کرد.
Unser rechter Verteidiger läuft oft bis zur Mittellinie mit.
مدافع راست ما اغلب تا نزدیکی خط میانی در حمله شرکت میکند.
Nach der Verletzung fehlte dem Verein ein erfahrener Verteidiger.
پس از مصدومیت، باشگاه مدافعی باتجربه کم داشت.
نکتهٔ کاربردی
در فوتبال، Verteidiger نام پست دفاعی است؛ صورت مؤنث آن Verteidigerin و جمع آن Verteidiger است.
درس کوتاه: Verteidiger
بازیکنی که وظیفهٔ اصلیاش جلوگیری از حمله و گلزدن تیم مقابل است. در فوتبال، Verteidiger نام پست دفاعی است؛ صورت مؤنث آن Verteidigerin و جمع آن Verteidiger است.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Verteidiger» مطابقت دارد؟
